جمهوریت– ناصر تبریزی : دیر زمانی است که با رفتار های نسنجیده، بستر لازم برای فرار مغزها در ایران فراهم شده است. از برندگان نخبه های ریاضی المپیاد های جهانی گرفته تا دانشجویان برتر دانشگاه های معتبر کشور، که به محض فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی و ارشد، راهی سفر دیار فرنگ می شوند.

بر اساس یکی از مقالات علمی، با عنوان «بررسي عوامل موثر بر فرار مغزها (مطالعه موردي ايران) که در مجله پژوهشنامه بازرگانی ایران در سال 1385 منتشر شد…عوامل موثر بر فرار مغزها از کشور ايران به اروپا طي دوره 1382 ـ 1359 مورد بررسی قرار گرفته است.در بخشی از این مقاله چنین آمده:«. تئوريهاي موجود و نتايج مطالعات انجام شده بيانگر آنکه فرار مغزها تابع عوامل اقتصادي از جمله نرخ بيکاري، دستمزد نيروي کار و شکاف شاخص رفاهي بين ايران و اروپا ميباشد و نتايج تحقيق حاضر نيز بيانگر آن است که: (الف) نرخ بيکاري تاثیر مثبت و مهمي بر فرار مغزها از ايران به اروپا دارد، (ب) دستمزد نيروي کار در ايران ارتباط معکوس و معنيداري بر پديده فرار مغزها دارد، (ج) شکاف شاخص رفاهي بين ايران و اروپا و جانشينهاي آن از جمله شکاف درآمد سرانه، شکاف تشکيل سرمايه ثابت سرانه و شکاف مخارج ملي سرانه بين ايران و اروپا تاثیر مستقيم و معنيداري بر فرار دانش آموختگان از ايران به اروپا دارد و (د) عوامل سياسي ـ اجتماعي از جمله ، حقوق سياسي، آزاديهاي مدني و فساد يا خط قرمز بوروکراسي نيز بصورت مثبت و معنيدار بر پديده فرار مغزها از ايران به اروپا موثر است……» در بخش بررسی فاکتور های اجتماعی، اشاره شده که برخورد های نامناسب دستگاه های ذیربط ،یکی از عوامل تعیین کننده در فرار مغز ها می باشد.
بحث اینجاست که مشکل سوء رفتار فقط در باره مهاجرین مغزها خلاصه نمی شود. همین اتفاق نامیمون، برای کسانی که حاضر به ترک وطن نیستند نیز، ساری و جاری است. متاسفانه رفتار ما با کسانی که سالها است وجود پربارشان در سطح مدیران ارشد، خالصانه و موثر بوده، بسیار تلخ و گزنده بوده است.خبر خداحافظی یکی از نخبه های سازمان برنامه در سکوت و بی خبری اتفاق است.. که در باورمان نمی گنجد.
بنا بر حکمی، «محمد کردبچه» پس از حدود نیم قرن حضور در نهاد برنامه و بودجه خاتمه داده شد. سرمایه ای که برخی او را بی بدیلش می دانند، پس از حدود نیم قرن، (اول دیماه ۱۴۰۰) محمد کردبچه به سازمان برنامه و بودجه نرفت. برای کسانی که از نزدیک با بودجه ریزی آشنا هستند این خبر عجیب است. «کرد بچه» از معدود کسانی بود که در تاریکی صبح به سازمان برنامه می رفت و در تاریکی غروب به خانه باز می گشت. همت و توان او در امور بودجه، مثال زدنی و کم نظیر است. و همواره مورد ستایش تمام کسانی بوده که با «برنامه و بودجه» سر و کار داشتند.
«کردبچه» یکی از معدود و شاید تنها مدیر سازمان برنامه در دوره معاصر باشد که هم شاهد سیل درآمدهای نفتی در اقتصاد دوران احمدی نژاد بود و هم شاهد خشکی منابع در دوران تحریم های اخیر ایران، در تمامی این نزدیک به نیم قرن، او در برنامه و بودجه مملکت حاضر و مغز اول متفکر سازمان برنامه محسوب شده است. در دوران احمدی نژاد با تعطیلی سازمان برنامه، عذر این مرد کوشا و توانمند خواسته شد، اما بزودی با توجه به دانش بی بدیل او در زمینه بودجه، دعوت به همکاری گردید. ظاهرا دولت کنونی،خود را بی نیاز از تخصص یکی از نخبه ترین افراد کشور در امور بودجه می داند..
تا اینجای کار شاید قابل درک باشد، به هر دلیل که دولت خود را نسبت به حضور کرد بچه بی نیاز می داند، قابل انتقاد نیست. اما نحوه رفتن کردبچه، برای کشور تلخ و گزنده است. چگونه می شود کسی را که نزدیک به نیم قرن خدمات در یک سازمان را دارد، در سکوت و بی خبری مرخص کرد؟….. چرا و چگونه می توان از زحمات بزرگان اینگونه بی تفاوت گذشت.اتفاق تلخی است که این روز ها با رفتار های غیرمعقول، همه را از خود می رنجانیم .اگرچه «کردبچه» قلب بزرگی دارد که در او هیچ نشانی از اعتراض دیده نمی شود، اما نباید فراموش کنیم که چشمان بسیاری ناظر رفتار مدیران با خدمتگزارن بزرگ این کشور هستند و هرگز این بی مهری، از حافظه مردم پاک نخواهد شد. اگر قادر به حفظ نخبه های جوان خود نیستیم و روزانه از تعداد بزرگان علمی کشور بر اثر مهاجرت، کاسته می شود، دستکم برای کسانی که با وجود درک تمام مشکلات، می خواهند بمانند، بهانه ای داشته باشیم .






