تاریخ : دوشنبه, ۴ تیر , ۱۴۰۳ Monday, 24 June , 2024
18

جدال خودنمایی و خودزنی درمافیا/فیلم

  • کد خبر : 150389
  • 05 فروردین 1401 - 17:14
جدال خودنمایی و خودزنی درمافیا/فیلم
نگارنده، زحمت نگارش این سطور را به خود و خوانش آن را به مخاطبان هموار می سازد تا به این نکته کلیدی برسد که ای کاش هم در بازی هم در زندگی واقعی ، قدری بزرگوارانه تر و مهربان تر بودیم تا هم خودمان، زندگی با آرامش و با طمانینه ای را تجربه کنیم و هم حس بهتری به هم تیمی ها ، همکاران و اطرافیان مان تقدیم کنیم.

جمهوریت – در جدیدترین فصل شب های مافیا که اولین قسمت آن در نوروز ۱۴۰۱ منتشر شده است ، به رسم معمول تعدادی از هنرمندان شناخته شده عرصه سینما و تلویزیون به رقابت شهروند – مافیایی نشستند.

در این قسمت که به قطع یکی از جذاب ترین قسمت این برنامه پر مخاطب شبکه نمایش خانگی بوده است ، شاهد معرفی چهره های باذکاوتی مانند ایمان صفا، سید بشیر حسینی، علی اوجی و منوچهر هادی بودیم. در وصف جذابیت های این قسمت همین بس که شهروندان با هفت شهروند داخل بازی و فقط یک شهروند خارج شده ، برنده شدند که در نوع خود کم سابقه بود .

روایت صحنه های جذاب این قسمت را در گزارش ایمان صفا؛ پدیده مافیا، تقلب یا ذکاوت ؟!/عکس به تفصیل آورده ایم، اما در گزارش پیش رو قصد داریم با روایت داستان خودنمایی سرکوب شده یکی از بازیکنان، مسائل پشت پرده رفتار برخی هنرمندان و حاشیه های مترتب بر آن را واکاوی کنیم . اختلافی که در این قسمت بین منوچهر هادی و ایمان صفا شاهد بودیم شهروندان فصل چهارم را از یک قدمی اولین شدن در شب های مافیایی سعید ابوطالب محروم کرد . در این قسمت شهری که در سه شب پیاپی سه مافیا را بیرون کرده بود و همه شهروندانش داخلی بازی بودند می توانست برای اولین بار کلین شیت شهروندی را تجربه کند ولی از این موفقیت بازماند.

 

منوچهر هادی به گواه اخبار رسانه ها یکی از پر حاشیه ترین چهره های کارگردانی فیلم و سریال است در حالیکه بسیاری از کارگردان های به نام سینما و تلویزیون تا سالهای طولانی پس از موفقیت های درخشان، جز به نام و تحلیل آثارشان ،آن هم غالبا بین فعالان رسانه ای شناخته نمی شوند، منوچهر هادی از همان سال های اول به نامی پرتکرار تبدیل شد. از ازدواجش با یکتا ناصر و انتشار عکس های خصوصی شان در فضای مجازی گرفته تا کل کل هایی که این زوج هنری با هنرمندان دیگر در فضای مجازی به راه می اندازند، تا پاسخ” همینی که هست!” به منتقدان ، تا حاشیه های آئینه بغل، گیسو، نیسان آبی و … تا ادای هیچکاکی او در برخی سکانس ها که انصافا قبای گشادی است، همه و همه این کارگردان پرحاشیه را در سرچ گوگل، بالانشین می کند.

با نگاهی تحلیلی به همه اتفاقات او در فضای مجازی و حقیقی، می توان به برخی کلید واژه های شخصیتی برای تعریف منوچهر هادی دست یافت اما آنچه جالب توجه است اینکه همه این تحلیل های گفتمانی در تازه ترین قسمت شب های مافیا ، از شکل تحلیل و حدس خارج شده و به وضوح عینیت می یابد.

دنبال کنندگان وفادار سریال شب های مافیا در شبکه نمایش خانگی می دانند که بی سابقه ترین اتفاق در این قسمت رقم زده شد و  طی سه شب متوالی ، سه مافیا بدون خروج حتی یک شهروند از شهر بیرون رفتند و جالب تر اینکه هر سه نفر به تشخیص و تلاش یک بازیکن یعنی ایمان صفا از بازی اخراج شدند . او که کارت حرفه ای را در اختیار داشت در دو شب اول با تشخیص درست و شلیکی بی تردید ، دو مافیا را از بازی بیرون کرد و سپس با اقناع شهروندان ، توانست اجماع آرا شهروندان را برای خروج مافیا سوم بدست آورد .

ماجرای ناکامی منوچهر هادی و شروع لجاجتش با صفا دقیقا همین جا رقم خورد . جایی که او به عنوان شهردار ، به خروج معین زندی رای داد ولی صبح روز بعد وقتی علیمردانی نتیجه رای شهروندان را اعلام کرد – ایمان صفا به درستی در روز اجماع شهروندان را علیه معین زندی شکل داده بود – اثرات ناخشنودی در چهره منوچهر هادی نمایان شد، چون رای شهروندان هم به خروج معین زندی بود و این یعنی هوشمندی هادی در تشخیص مافیا به چشم مخاطب نمی آمد . گویی ایمان صفا، شیرینی اخراج مافیا را با هادی شریک شده بود.

شاهد این ادعا دیالوگ های پشت صحنه است که هادی به صراحت خطاب به ایمان صفا گفت ؛ دو مافیا قطع را “من” تشخیص دادم ولی تو آمدی و به نام خودت کردی . این دیالوگ افسوسی عمیق در دل بیینده می نشاند که ممکن است هادی برای کمرنگ کردن نقش صفا ، با او در کلین شیت شهر همراهی نکرده باشد؟ آیا او می دانست صفا نقش حرفه ای دارد و عامدانه نخواست شیرینی کلین شیت به نام او تمام شود ؟! نه …. بیایید اینقدر هم بدبین نباشیم و چنین سناریو غلیظی علیه هادی ننویسیم . به نظر نگارنده ، هادی صرفا بنا به حس خودنمایی و خودخواهی پررنگی که همیشه همراه داشته به ورطه ایفای نقش سدمعبر شهروندان افتاده است.

برگردیم به ادامه بازی از جایی که سه مافیا با تلاش ایمان صفا اخراج شدند ، دو نفر با شلیک او در شب و یک نفر با اجماع سازی در روز اما ایمان صفا در روز سوم برای اقناع شهروندان واخراج مافیای چهارم، که به درستی تشخیص داده بود با سد بزرگی مواجه شد ؛ منوچهر هادی. منوچهر که از مال خود کردن موفقیت اخراج مافیای دوم ناکام مانده بود ، از همان لحظه شروع به مخالف به ایمان صفا کرد و در حالیکه بر استدلال های بسیار دور از ذهنی برای اتهام مافیایی به ایمان صفا پافشاری می کرد ، شهروندان را به چنان سردرگمی کشاند که حاضر به اجماع برای خروج گزینه پیشنهادی ایمان صفا ( علی اوجی – پدرخوانده مافیا) نشدند . در نتیجه وقتی محمد رضا علیمردانی، گرداننده بازی، نقش حرفه ای –ایمان صفا – را صدا زد و اسلحه را برای شلیک به او سپرد ، او با تصمیم غافلگیر کننده اش، هیجان بازی را بیشتر کرد، صفا در حالیکه با زبان بدن، کلافگی شدید از اتهام های هادی را به تصویر می کشید، تعمدا و با علم به پدرخواندگی علی اوجی ، به هادی شلیک کرد ( شلیک حرفه ای به شهروند، خود حرفه ای را از بازی خارج می کند ) تا خودش از بازی اخراج شود. ممکن است بعضی بگویند این رفتار ایمان صفا ناتوانی او در غلبه به خشمش در برابر یک یار ناهمراه است و عاقلانه بود او طعم اولین کلین شیت شهروندان را به هم بازی­ها و همشهری­هایش می­چشاند . بله این هم تعریف درستی است اما اگر به این فکر کنیم که ایمان صفا با یک استراتژی چنین حرکتی کرد، آنوقت هیجان بازی برایمان بیشتر خواهد شد ، نقشه صفا برای خودزنی و اخراج از بازی این بود که هم خودش به عنوان باهوش ترین بازیکن فصل درذهن مخاطب جاگیر شود ( چهار مافیا را به درستی تشخیص داده و سه نفر آن ها را خارج کرده بود ) و هم حرص مخاطب را از اصراهای منوچهر هادی که باعث شد شهروندان کلین شیت نشوند ، بیشتر کند! واین همان بهانه ای است که در ابتدای این مطلب، با واکاوی رفتاری های قبلی هادی سعی کردیم به مخاطبان نشان دهیم .

تمایل بسیار زیاد یک نفر برای دیده شدن ، خودنمایی و خودخواهی، حتی وقتی خارج از میز بازی و در فضای زندگی واقعی باشد، هم برای فرد و هم برای جامعه، مخرب است . همچنان که شاهدیم این کارگردان پر حاشیه هرازچندگاهی به دلیل همین ویژگی های اخلاقی در چلنج  و چالش با همکارانش قرار می گیرد و البته دود سیاه آن به چشم مخاطبِ از همه جا بی خبر می رود . همان جایی که مخاطب سریال دلدادگان شصت قسمت، وقت گذاشته و پای تلویزیون می نشیند ولی به دلیل دعوای هادی با نقش اول سریال یعنی پانته آ بهرام، سکانس آخر سریال با چنان صحنه بی کیفیتی تمام می شود که آه و افسوس بیننده را بالا می برد برای وقتی که شصت قسمت پای این سریال تلف کرده بود.

اینجاست که نگارنده، زحمت نگارش این سطور را به خود و خوانش آن را به مخاطبان هموار می سازد تا به این نکته کلیدی برسد که ای کاش هم در بازی هم در زندگی واقعی ، قدری بزرگوارانه تر و مهربان تر بودیم تا هم خودمان، زندگی با آرامش و با طمانینه ای را تجربه کنیم و هم حس بهتری به هم تیمی ها ، همکاران و اطرافیان مان تقدیم کنیم.

بیشتر بخوانید:

 

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=150389

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰