اندیشه های آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در سوفیا | جمهوریت
تاریخ : دوشنبه, ۲۴ مرداد , ۱۴۰۱ Monday, 15 August , 2022
2

اندیشه های آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در سوفیا

  • کد خبر : 158547
  • 20 تیر 1401 - 12:04
اندیشه های آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در سوفیا
برنامه فلسفه محور سوفیا این هفته به مناسبت چهلمین روز درگذشت آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا استاد اخلاق عملی به بررسی وجوه معرفت شناختی این عالم عالی قدر پرداخت. دکتر محمد جواد ادبی از دانش پژوهان جوان فلسفه و استاد دین پژوهی تطبیقی و با صبغه ی بیش از بیست سال پژوهش در حوزه ی ابن عربی شناسی و تخصص در زمینه ی کتاب عظیم الشأن فتوحات مکیه با دعوت از شاگردان این استاد جلیل القدر به بررسی آراء ایشان در ساحت های عرفان عملی و نظری پرداختند.

جمهوریتدکتر ادبی در ابتدای برنامه سوفیای رادیو گفتگو با دکتر سید رضا حجازی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و از شاگردان ایشان اینگونه آغاز کردند:

ساحت عرفان در روش شناسی آیت الله فاطمی نیا چگونه بوده است ؟

دکتر حجازی: قبل از ورود به این بحث می خواستم اشاره ای به پیام مقام معظم رهبری در ارتباط با رحلت آیت الله فاطمی نیا و کلید واژه هایی که استفاده کردند ، داشته باشم. ایشان فرمودند:عالمِ واعظِ درس آموز، دارای اطلاعات گسترده، بیان جذاب و لحن شیرین، منبعی پر فیض برای جوانان و راه جویان حقیقتا شخصیت ایشان چنین است که مقام رهبری بیان کردند. می توانیم به این صفات کتاب شناس بسیار بزرگ را نیز در وصف ایشان اضافه کنیم. استاد در کتابشناسی تبحر بسیار زیادی داشتند، به ویژه در عرفان که تخصص ایشان بود و می توان گفت از اساتید برجسته ی عرفان بودند. بیشتر رویکرد صحبت هایشان عرفان عملی بود اما در عرفان نظری نیز صاحب نظر بودند. استاد اخلاق بودند و درک محضر بسیاری از بزرگانی که در حوزه ی عرفان به ویژه در مکتب عرفانی نجف اشرف بودند را ایشان داشتند. درک محضر بزرگانی چون علامه طباطبایی ، اخوی ایشان آقا سید محمد حسن الهی طباطبایی ، آیت الله بهجت، آیت الله بهاءالدینی، آیت الله محمد تقی آملی، آیت الله مصطفوی تبریزی که از شاگردان علامه قاضی طباطبایی از برجستگان مکتب عرفانی نجف بودند و ایشان ارادت ویژه ای به بزرگان مکتب عرفانی نجف ؛ ملاحسین قلی همدانی ، آقا سید احمد کربلایی وآقای قاضی داشتند. ایشان بر حریت و آزادگی علمی بسیار تاکید داشتند. زمانی که ما خدمتشان رسیدیم تقریبا بیست و چهار سال پیش در سال ،۱۳۷۸ یک بحث بسیار جالبی به عنوان تمایز عرفان مصطلح با عرفان اسلام را مطرح کردند. وقتی می گوییم عرفان اسلامی آیا منظور عرفان مسلمین است که مربوط به دوران اسلامی است که منشا آن ممکن است جای دیگری باشد یا منظور این است که عرفان خود اسلام است و این عرفان از درون اسلام جوشیده است؟ وقتی ما به مجموعه ی متون عرفانی مان نگاه می کنیم می بینیم آنها خارج از کتاب و سنت نیستند اما دقیق تر که بررسی می شود در بعضی از موارد خارج از کتاب و سنت مشاهده می شود. ایشان می فرمودند در اینجا باید یک نگاه منصفانه در تفکیک عرفان اسلام از عرفان مسلمین داشته باشیم و شاخصی نیاز داریم که با آن بتوانیم این دو عرفان یعنی عرفان مصطلح و عرفان اسلامی را از هم تمییز دهیم. ایشان تاکید داشتند که آن قسمتی را که ما خارج از آن متون اصیل می دانیمنباید بر آن نام عرفان بگذاریم. ایشان در اینجا تفکیک بین واژه ی عرفان و تصوف می کردند و می گفتند عرفان و تصوف گاه به یک معنی استفاده می شود ولی در نگاه دقیق علمی وقتی به این دو اصطلاح نگاه می کنیم یک تمایزی بین آنها قائل می شویم. انچه می گویم دقیقا عبارات ایشان است. عرفان را تشبیه به آب زلالی می کردند که از سرچشمه ی قرآن و کلام اهل بیت (ع) در نهج البلاغه،صحیفه سجادیه و متون روایی شیعه جوشیده و در طول زمان جاری شده است. آن آب زلال شفاف اولیه را در ارتباط با معارف و مباحث سلوکی، عرفان می نامیم اما این آب زلال شفاف که حرکت کرده از مناطق مختلفی عبور کرده و به تدریج این آب آلودگی هایی را به خودش گرفته است. اگر ما این آلودگی ها را ببینیم دیگر اسم عرفان را بر آن نمی گذاریم و در اینجا تحت عنوان تصوف آن آب نامگذاری می شود. فاصله ی بین عرفان و تصوف اینگونه مشخص می شود.

دکتر ابدی اولین پرسش را با دکتر ابراهیم آزادگان رئیس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و از شاگردان مرحوم آیت الله فاطمی نیا اینگونه مطرح کردند: آیت الله فاطمی نیا میان عرفان عملی و اخلاق عملی چه تفاوتی می گذاشتند؟

دکتر آزادگان: من علاقه مند بودم که در این برنامه درباره ی سه شاخصه ی دین پژوهی آیت الله فاطمی نیا صحبت کنم. یکی از موارد آن به همین سوال شما برمی گردد. این سه شاخصه فضیلت گرایی ، عقل گرایی و عرفان گرایی ایشان بود. ایشان همیشه این مثال را بیان می کردند که کسی که دائما ممکن است پایبند به یک امر مستحبی باشد یعنی سیر و سلوک عرفانی در ظاهر طی شده باشد اما وقتی پای یک کار اخلاقی مثل کمک کردن به دیگران، برداشتن رنجی از انسان ها به میان بیاید، آنجا ممکن است پای همان فردی که در عرفان احساس می کند دارای مقاماتی است بلغزد. دقیقا نقطه ای که ایشان آن اخلاق گرایی یا عقل گرایی را در دین داری پر رنگ می کردند همین نقطه بود که می خواستند بگویند طی کردن یا درک عرفان نظری بدون توجه به مراتب اخلاقی، مشکلات انسان و درد و رنج آدمیان ممکن است به واسطه ی این امر باشد که ما دچار توهمی از این امر هستیم که درحال طی کردن مسیریم. یکی از محک های مهمی که ایشان همیشه تاکید می کردند این بود که ببینید رابطه تان با انسان ها چگونه است؟ چقدر توانسته اید به آنها کمک کنید؟ یعنی ایشان یکی از عناصر دین داری را خوب شدن و فضیلت مند شدن آدم ها می دانستند و از اینجا بود که به شاخه ی دوم دین داری که فضیلت مند بودن است می رسیدند.

دکتر ادبی: آقای دکتر حجازی ، اخلاق عملی و عرفان عملی نکته ای بود که به عقل گرایی در دیدگاه آقای دکتر آزادگان رسید. شما هم از این روزنه مسیر را برای ما بگشایید.

دکتر حجازی: وقتی از اخلاق و عرفان به ویژه عرفان عملی صحبت می کنیم مشابهت و تفاوت هایی وجود دارد که استاد فاطمی نیا به آنها توجه داشتند. ازدیدگاه عقل گرایانه نکاتی که اقای دکترآزادگان فرمودند کاملا صحیح است اما وقتی از عرفان عملیصحبت میکنیم یک قید به میان می آید که من حیث الایصال می بینیم یعنی از حیث وصول به خداوند در سیر الی الله، قلب انسان تحولاتی را طی می کند چون رونده در این مسیر سلوک در عرفان عملی قلب انسان است که از موقعیت خود به سمتی که سوی خداوند است حرکت می کند. با توجه به عرفان اسلامی که گفته شد و عرفان اسلام از کلام اهل بیت علیهم السلام جوشیده، چگونه این مسیر سلوک را در کلام اهل بیت جست و جو کنیم و آن را در کلام اهل بیت بیابیم؟ استاد فاطمی نیا نکته ای را از امیر المومنین علی علیه السلام می فرمودند که تمام مطالبی که عرفا و قدمایعارف گفتند از عباراتی است که امیر المومنین (ع) بیان کردند و برخی در نهج البلاغه بیان شده است. یعنی مسیر را اهل بیت مشخص کردند و عرفا رشته را گرفتند و جلو رفتند. در خطیه ۲۲۰از نهج البلاغه امیرالمومنین فرمودند: قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِیلُهُ وَ لَطُفَ غَلِیظُهُ، وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ کَثِیرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِیقَ وَ سَلَکَ بِهِ السَّبِیلَ، وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَهِ وَ دَارِ الْإِقَامَهِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِینَهِ بَدَنِهِ فِی قَرَارِ الْأَمْنِ وَ الرَّاحَهِ بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ وَ أَرْضَى رَبَّهُ.

کسی که عقل خود را زنده کرد و نفس خود را میراند تا غلظت هایش لطیف شد و سختی ها و زبری هایش گرفته شد و صاف شد، انگار یک برقی درون او شروع به درخشیدن می کند و راه برای او آشکار می شود . در اینجا امام علی (ع) مراحل سلوک را بیان می کنند و می گویند فرد مرحله به مرحله جلو می رود تا به یک جایگاه امن و محل قرار برسد. ایشان در این خطبه می فرمایند:آن فرد پاهای خود را در یک جایگاه مطمئن و راحت قرار میدهد به خاطر آنکه قلبش را به کار گرفته و پروردگار خود را راضی کرده است. در واقع سلوک کردن با این حرکت قلبی است. در این خطبه ی کوتاه نهج البلاغه امام علی (ع) کل عرفان عملی را به تعبیر استاد فاطمی نیا بیان می کنند و بسیاری از اصطلاحات مطرح در مباحث عرفانی از این خطبه درک می شود.

تجربه های معرفتی نیز در این مسیر سلوک برای  فرد پیش می آید که این معارف به شکل وارداتی بر قلب حاصل می شود که موضوع وقت به معنای عرفانی خودش مطرح می شود.

دکتر ادبی: موضوع معرفت گرایی در عملکرد آیت الله فاطمی نیا چگونه است؟

دکتر آزادگان: یکی از پایه های بزرگ دین داری ایشان معرفت گرایی است چون ایشان اهمیت زیادی به مطالعه و مداقه در مطالعات می دادند. ایشان فعال در زمینه ی تحقیق در مورد کتب خطی و قدیمی بودند ، این فقط یک کار تحقیقی یا پژوهشی نبود بلکه به خاطر دغدغه های معرفتی ایشان در مورد ریشه های دینی و ریشه های عمق فکر تشیع ما بود که ایشان این کتب را بررسی می کردند. در واقع علت این کار ایشان این بود که در نتیجه ی این مطالعات به دقتی در مبانی برسیم. یعنی به راحتی نتوانیم هر حرفی را بپذیریم یا رد کنیم.

دکتر ادبی: من با ایشان در جلسات خصوصی در مورد ابن عربی گفت و گو هایی داشتم. آدمی که در کنار او می نشست فضیلت را واقعا احساس می کرد و عمل گرایی فضیلت محورانه بسیار در او پر رنگ بود کمی از این فضا صحبت بفرمایید.

دکتر آزادگان: من یک سوالی از زبان ایشان مطرح می کنم در جواب به این سوال ، علت مهم بودن فضیلت گرایی برای ایشان را توضیح می دهم.

منظور من از فضیلت گرایی این است که چه کاری درست است و چه کاری نادرست است. یک زمان فرد به یک شهود می رسد که درک می کند و خوبی و بدی را می بیند ، یک وقت او برای اینکه بفهمد آیا این کار او درست است یا نادرست است باید به الگوهایی مثل انسان های ففضیلت مند بنگرد و این پرسش را با خود مطرح کند که اگر علی ابن ابیطالب (ع) اینجا بود چگونه عمل میکرد؟ با دیدن سیره ی این بزرگان است که می توانیم درک کنیم کار درست و نادرست چیست. سوالی اینجا مطرح می شود که برخی اوقات ما انسان ها کار خوب انجام می دهیم مثلا از یک جلسه به یک جلسه دیگر می رویم. یک وقت یادمان می رود من که امشب مثلا دو مجلس هیئت رفتم و سخنرانی گوش کردم و احساس می کنم که از عرفان پر شده ام یادم رفته است که به عیادت مادر بیمارم بروم یا فراموش کردم که همسرم در خانه تنها است. این یک انتقال بین نوافل است یعنی شما نوافل مختلفی را انجام می دهید اما شاید این خود، فریب شیطان باشد. یعنی دائما درحال انجام کار مستحبی هستید ولی بازهم ممکن است فریب شیطان وجود داشته باشد. در اینجا یکی از نکات ظریفی که استاد فاطمی نیا مطرح می کردند این بود که ببینید آیا آدم های فضیلت مند نیز این کار شما را تاکید می کنند؟ فضیلت گرایی و اخلاق گرایی که پیش ترعرض کردم، در اینجا نشان می دهد که آیا ما واقعا کار درستی انجام می دهیم یا نه. به نظر من در اینجا فضیلت گرایی کمک می کند و یکی از راه هایی که می تواند ما را نجات دهد این است که دستمان در دست انسان های فضیلت مند باشد و ما را راهنمایی کنند. شما در معرفت شناسی مدرن هم این نکته را مشاهده می کنید که آنجایی که دچار ابهام های معرفتی می شویم برای توجیه معرفتی مان باید وارد بحث فضیلت گرایی در بحث معرفت شناسی شویم.

دکتر ادبی این پرسش را با دکتر سیامک مختاری زنوز مدرس علوم قرآن و حدیث در دانشگاه ارومیه و از شاگردان استاد فاطمی نیا این طور مطرح نمودند: موضوع اسیب شناسی سلوک از منظر کسی که به قول اقای دکتر حجازی انگشت تاکید بر ایات و روایات دارند و از سویی به قول دکتر آزادگان مملو از کتاب شناسی و کتاب گرایی هستند و خودشان یک کتابخانه ی پایا و پویا هستند،در دوران معاصر میان خصصین و عوام مردم با چه جوانبی مطرح می کردند؟

دکتر مختاری: در خطبه۲۲۰ نهج البلاغه که اقای دکتر حجازی به آن اشاره کردند عبارت لَطُفَ غَلِیظُهُ در واقع به این امر اشاره دارد که عرفان زلال و مثبت موجب تلطیف و زلالی می شود. عرفانی که کاذب باشد خودش یک حجاب روی حجاب ها می شود. جان ظلمت کده می شود.

شاید فرد بسیار زیبا سخن بگوید ولی آن گرمی و روشنایی در آن نخواهد بود. من اشاره ای داشته باشم به پیامی که برای رحلت استاد، آیت الله جوادی آملی فرمودند ایشان از واژه استاد کارآزموده استفاده کردند. نکته ای از داستان پادشاه و کنیزک مثنوی می خواهم مطرح کنم. کنیزک مریض می شود و پادشاه از این امر ناراحت است و اطباء را جمع می کنند. پادشاه در خواب می بیند که حکیمی می آید و او توان معالجه کنیزک را دارد.

می‌رسید از دور مانند هلال                                                               نیست بود و هست بر شکل خیال

نیست‌وش باشد خیال اندر روان                                                             تو جهانی بر خیالی بین روان

مولانا در ادامه می گوید:

چون کسی را خار در پایش جهد                                                                پای خود را بر سر زانو نهد

وز سر سوزن همی جوید سرش                                                                 ور نیابد، می‌کند با لب ترش

خار در پا شد چنین دشواریاب                                                           خار در دل چون بود؟ وادِه جواب

خار در دل گر بدیدی هر خسی                                                         دستْ کِی بودی غمان را بر کسی

کس به زیر دمِّ خر خاری نهد                                                                  خر نداند دفع آن، برمی‌جهد

برجهد، وان خار محکم‌تر زند                                                                   عاقلی باید که خاری برکند

خر ز بهر دفع خار از سوز و درد                                                       جفته می‌انداخت، صد جا زخم کرد

آن حکیمِ خارچینْ استاد بود                                                                   دست می‌زد جابجا می‌آزمود

مولوی می گوید آن حکیم خارچین استاد است. عرفان واقعی دیدن است نه صرفا دانستن و رایحه را احساس کردن است. کسی که این بارقه به او می خورد می تواند دست گیری کند. این افراد مثل مشعل هستند و انسان هادی اند که انسان هابط را با خود بالا می برند آیت الله شبیری زنجانی میفرمایند معنی دقیق تقوا شرم وحیا است نه پرهیز.

دکتر ادبی: سلوک ربانی چیست و اسیب شناسی سلوک در این میانه کجاست؟

دکتر حجازی: بحث را با یک بیت از استاد فاطمی نیا آغاز کنم:

«یَسْبِقُ التَّمْکِینَ سِرٌّ لَامِعٌ            اسْمُهُ التَّلْوِینَ فَاسْمَع تَرْشُدِ»

یک سر درخشنده ای به نام تلوین از تمکین سبقت می گیرد این را بشنو تا ارشاد شوی.

امام علی (ع) در خطبه ۲۲۰ می فرمایند سَلَکَ بِهِ السَّبِیلَ ، فرد راه را طی می کند اما این راه رهزن هایی نیز مثل شیطان دارد. این جمله از بیانات استاد است: بس است از بهره مندی شیطان برای تو که تو را از طاعتی به طاعتی منتقل کند. یعنی شما می پندارید که درحال طاعت هستید ولی این مبدا طاعتتان که چه شد که این اعمال را انجام می دهید باز می گردد به اینکه شیطان شما را به این طاعت می برد. ایشان برای مثال می فرمودند: فرض کنید شب جمعه ای است و شما عادت دارید به دعای کمیل می روید. یکی از بستگان شما بیمار است و باید به دیدن ایشان بروید. شما انتخاب می کنید که به دعای کمیل بروید و این همان مصداق بهره مندی شیطان از توست که تو را از یک طاعتی بالاتر به طاعتی که خودت انتخاب کرده ای منتقل می کند. ایشان در ادامه می گفتند: ایا در عبادت تو انتخاب کننده ای یا انتخاب شونده؟ انتخاب شونده به این معناست که تو بنده ی محض هستی. ایشان بر نکته ی بندگی در سلوک بسیار تاکید داشتند. طریق سلوک در یک عبارت جامع که صراط مستقیم را برای ما شکل می دهد همان بحث عبودیت و بندگی است چون قرار است در سلوک تجربه ی معرفتی داشته باشیم. این معرفت از بندگی حاصل می شود. در تفسیر آیه « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (۵۶ سوره ذاریات) می گویند ای لیعرفون. استاد می فرمودند چرا مستقیما در آیه، لیعرفون بیان نشده است ؟ ایشان می فرمودند: چون معرفتی است که باید از طریق بندگی به دست بیاید نه هر معرفتی. اگر بنده نباشید و به دانایی و دانستن حصولی برسید دردی از شما دوا نمی کند. عبودیت اصل است. وقتی در طریق عبودیت قدم گذاشتید در اینجا شما انتخاب نمی کنید که من می خواهم این کار را انجام دهم و این امر شما را جلو می برد. در همان خطبه ی ۲۲۰ نهج البلاغه است که امامعلی (ع) می فرمایند: وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ یعنی درها باز می شوند و فرد جلو می رود تا به الی باب السلامه می رسد و آن جا جایی است که شیطان به او دسترسی ندارد. یک عبارت دیگری که ایشان می فرمودند این بود : ببین در مسیر سلوک انس به الله داری یا انس به عبادت. این انس به الله یا عبادت یعنی شما انتخاب می کنید که من دوست دارم الان این کار را انجام دهم درحالیکه ممکن است الان وظیفه ی شما قرار داده شود که کار دیگری انجام دهید. ایشان در این باره مثال ایت الله بهجت در دوران جوانی شان را می فرمودند که پدرشان برای ایشان شرایطی قرار می دهند که هیچ ذکر مستحبی را حتی در نمازشان نباید بگویند. ایشان می فرمودند با وجود اینکه آیت الله بهجت علاقه بسیاری به نماز طولانی خواندن داشتند ولی از این لیوان آب گذشتند و دستور پدر را اطاعت کردند و به دریا رسیدند.

دکتر ادبی: من ماهیم نهنگم عمانم ارزوست، میان جرعه نوشی و دریا نوشی چگونه راه را می توان یافت؟ آیت الله فاطمی نیا چگونه این مسیر را توضیه می کردند؟

دکتر آزادگان: یکی از دغدغه های ایشان رشد عرفان های کاذب در میان نسل جوان بود. افراد مدعی و به قول ایشان دکان دار مرشد می شوند و حلقه هایی ایجاد می کنند و انحرافات بسیاری به وجود می اید. ممکن است فردی به یک نقطه ی کوچکی رسیده باشد و یک قدم کوتاهی رفته باشد و بعد بخواهد دست افراد دیگر را بگیرد. ایشان دو توصیه داشتند برای اینکه دچار این بحران نشویم: ۱- همه ی حرکت ها و سلوک ما باید در مسیر شریعت باشد یعنی اگر ما یک قدم از شریعت فاصله بگیریم آن یک قدم ما را دچار سقوط می کند. ایشان در مورد شهودهای عرفانی نیز این نکته را می گفتند که ممکن است شما خواب ببینید و کشف و شهودی برای شما اتفاق بیفتد، باز هم معیار ما برای این کشف عقل و شریعت است.

۲-محک سنت دینی و مذهبی خودمان یعنی شما باید به انسان های بزرگی که در سنت ما مثل آیت الله بهجت ، آیت الله بهاء الدینی ، امام خمینی، ایت الله قاضی ، ایت الله جوادی املی و این بزرگانی که وجود داشتند و وجود دارند، بازگردید تا این بزرگان از شما دستگیری کنند یعنی آدم ها در مسیر سلوکشان به سنت های جا افتاده متصل باشند و این سنت های جا افتاده در درون عرفان شیعی در مورد فقه شیعی نیز در اتصال کامل هستند.

دکتر ادبی: معرفت شناسی امروز را با معرفت شناسی که آیت الله فاطمی نیا مطرح می کردند چگونه می بینید؟

دکتر آزادگان: فلسفه تحلیلی معاصر در ۱۰۰ سال اخیر بر مبنای معرفت شناسی رشد کرده است. فلسفه ی علم نیز به همین گونه است. شما به دنبال نظریه هایی برای توجیه معرفتی خودتان هستید اما این نظریه ها در بیست سال اخیر به نقطه ای رسیده که آن نظریه های تجربه گرایی قرن ۲۰ برای آن جواب نمی دهد.برای اینکه آنها نمی توانند ما را به جهان متصل کنند. تجربه گرایی حداکثر می تواند ما را به مرحله ای از داده هایی که بر ما پدیدار شده برساند ولی نمی تواند ما را به واقعیت جهان برساند.برای اینکه بتوانیم به واقعیت جهان متصل بشویم بعضی از معرفت شناس های معاصر وارد بحث فضیلت گرایی می شوند و ادعای آنها این است که انسان هایی که تلاش معرفتی مضاعفی می کنند، شهود های معرفتی اینگونه انسان ها به واسطه دقت و ملاحظه و تلاش زیادشان برای شناخت حقیقت و نگاهشان نسبت به جهان به ما کمک می کند که بتوانیم به واقعیت جهان نزدیک تر شویم بنابراین معرفت شناسی فضیلت گرایانه الان ما را به واقعیت جهان در معرفت شناسی معاصر نزدیک می کند. به نظر من این نگاه با دیدگاهی که آیت الله فاطمی نیا در مورد شهود های عرفانی ما دارند تطبیق پیدا می کند. البته از دو مسیر متفاوت حرکت انجام شده یکی از مسیر تجربه گرایی و دیگری از مسیر عرفان ولی به نظر من می توان به گونه ای این دو را باهم متحد کرد.

دکتر ادبی: مسیر معرفت شناسی فضیلت گرایانه ، معرفتی که همراه فضیلت است و فضیلتی که همراه با معرفت است موجب ایجاد عمق و رفتار معین عملی سلوکی می شود و سالک را به تعبیر اقای دکتر حجازی بر پایه سخن امیر المومنین (ع) درب به درب جلو می برد. این مسیر درب به درب جلو رفتن را برای ما کمی در منش آیت الله فاطمی نیا توضیح بفرمایید.

دکتر مختاری: از مقامات تبتل تا فنا                                                            پله پله تا ملاقات خدا

ایشان در یک محیط معنوی و علمی بزرگ شده بودند. از جوانی ذوق خاصی برای مصاحبت با اولیاء خدا جهت کسب فیضداشتند. مولانا می گوید :

آتشم من گر ترا شکیست و ظن                                                         آزمون کن دست را بر من بزن

استاد حافظه ی توانمندی داشتند. در محضر ایات وحیانی تقریبا تمام قرآن را حضور ذهن داشتند. در احادیث به نوعی غوطه ور بودند. از اوایل ادبیات عربیشان را در مکالمه و مطالعه تقویت کرده بودند. به متون دست اول دسترسی داشتند. کتابخانه ی بی همتایی داشتند که متون مرجع را به هر نحوی تهیه می کردند و فراتر از همه این موارد برترین شاخصه شان خلوص و خدا محوری شان بود.

دکتر ادبی : وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَى (آیات ۴۰ و ۴۱ سوره نازعات) اقای دکتر مختاریاز منظر ایت الله فاطمی نیا این کدام جنت است. جنت معقول است یا محسوس یا جنتی فرای این دو است؟

دکتر مختاری: به نظر قاصر بنده که شاید اشتباه کنم در قرآن شواهدی بر این موضوع است. درواقع جنتی است که انسان تدریجا در وجود خودش این را پیاده می کند. قرآن در سوره واقعه افق گشایی مهمی می کند می فرماید:

فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ، فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِیمٍ(آیات ۸۷ و ۸۸ )

خودش بهشتی می شود. بهشتی سیرت و خصلت می شود.

این زمختی ها و بدقوارگی ها و الایش ها که تدریجا تصفیه و برطرف بشوند به آن سرچشمه می رسیم. استاد عنایت خاصی داشتند که از آن سرچشمه سیراب شوند و تشنگان را سیراب کنند.

ز جوی حسن تو خوبان سبو سبو برده                                               به تشنگان ره عشق کرده سقایی

(مولوی)

خوشا به سعادت آن تشنگان که به اصل چشمه و آب خوش سقایی راه برند. این راه بردن به اصل چشمه بسیار مهم است. استاد تمسک به ثقلین داشتند و همه ی این ها مقدمه و زمینه ای برای انس با خداوند است. مرحوم علامه بارها ظاهرا می فرمودند محال نیست انسان سال ها و دهه ها به ظاهر در خدمت قرآن و متون دینی باشد ولی به واقع تحت ولایت شیطان زندگی کند و این مهم است که خودفریبی نباشد.

دکتر ادبی: چگونه سالک می تواند خود را در معیاری قرار دهد که مسیر سلوک را به درستی طی کند؟

دکترحجازی: منشا طاعت فرد کجاست؟ «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّات» بهاصطلاح مبدا میل که استاد فاطمی نیا بسیار از این اصطلاح از استادشان آیت الله بهاء الدینی مطرح مینمودند اشاره دارد. فرد باید ببیند مبدا میل او چیست؟ چه چیزی باعث شد او از نقطه ای شروع کند و آن نقطه را به عنوان هدف در نظر گرفته است.

اینجا بحث نیت پیش می اید که معنای پشت عمل تو چیست؟ در اینجا نیت به یک بحث مهم به نام شاکله گره می خورد که استاد فاطمی نیا بر این بحث انگشت تاکید می نهند. آیه ۸۴ سوره اسراءمی فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلًا یعنی بگو هر کسی برمبنای شاکله ی خود عمل می کند. شاکله را می توان نوعی برنامه ریزی درونی نام ببریم. ایشان می فرمودند شاکله از شِکال می آید. شکال آن طنابی است که معمولا یک اسبی را می بندند و به یک نقطه ای روی زمین می کوبند و میخ می کنند و او فقط حول یک محور مشخص می تواند حرکت کند. در مورد هر فردی شاکله اش آن خصوصیات و ویژگی هایی است که حول آن ها حرکت می کند. من مثال هایی که خود استاد مطرح می کنند را بیان می کنم، ایشان می فرمودند فرض کنید شاکله ی فردی بر مبنای بخل است او نمی تواند ببخشد اگر این فرد برخلاف شاکله ی خود در مسیر سلوک رفتار کند، تغییر شاکله منجر به هدایت یافتگی می شود. هرچه بیشتر بر شاکله غلبه کنید هدایت یافتگی بیشتر می شود و بسیاری از مواقع این تغییر شاکله انقدر مهم است که پرش از منازل سلوک برای انسان روی میدهد یعنی انسان مقام و درجاتی را صرفا با یک غلبه ی بر شاکله ای طی می کند. مثلا در افرادی که می بینیم شاید به ظاهر کار ویژه ای انجام ندادند ولی دستاوردهای معنوی بالایی دارند.آزمایش های فرد نیز براساس همان شاکله ی او صورت می گیرد.

نکته ی دیگر در ارتباط با افرادی که پرش های معنوی خوبی دارند بحث همم عالیه است. این همم عالیه از ابن عربی است که استاد مطرح می نمودند. ایشان می گفتند در عبادات یک فردی سال ها عبادت کرده است اما به تعبیری هیچ چیز دست او را نگرفته اما دیگری درهای معارف برای او باز می شود. ایشان میفرمودند یک فرد با نماز و عباداتش که همین بندگی است درهای معارف برای او باز می شود اما دیگری هرچه تلاش می کند به نتیجه ای نمی رسد، سرّش در همم عالیه است. ایشان می فرمودند صاحبان همم عالیه از عبادات، نتایج معارفی می گیرند اما غیر آنها گاهی وقت برای آنها فقط صفای وقتی حاصل می شود مثلا حال خوشی در رمضان یا شب های قدر فقط برای او حاصل می شود. آن صاحب همم عالیه است که واقعا دارد سلوک می کند و درهای شهود بر او باز می شود. همم عالیه ویژگی های متعالی یعنی مکارم اخلاق و به تعبیر ادبیات فارسی فتوت و جوانمردی است.

دکتر ادبی: اگر بخواهید رفتار آیت الله فاطمی نیا را در مسیری معین تعیین کنید به عنوان زبده ای که بیش از ده سال در شاگردی با ایشان آن را یافتید از چه مسیری استفاده می کنید؟

دکتر آزادگان: موضوع فلسفه ی عمل در فلسفه تحلیل معاصر بحث زیادی شده است و آن اینکه وقتی شما کاری را انجام می دهید از شما یک دلیل می خواهد. در نهایت این پرسش ها را که به دنبال علت کار شماست اگر عمیق  کنید در مرحله ی اخر به این پاسخ می رسد که من دوست داشتم که آن کار را انجام دهم. مثلا در ابتدا شروع به دلایل عقلانی کنیم و در نهایت این میل ماست که تمام سلسله ی اعمال ما را توجیه می کند اینکه چه چیزی دوست داشته باشید مهم است. از نظر آقای فاطمی نیا این تغییر مبدا میل به دست امام حسین (ع) می تواند اتفاق بیفتد یعنی یکی از بزرگترین کسانی که خداوند در جهان خلقت دست او را باز گذاشته و او را سفینه ی نجات مومنین قرار داده برای اینکه بتواند این مبدا میل انسان ها را تغییر دهد و بتوانند انها را در مسیر سلوک الی الله قرار دهد دست مبارک حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است. به همین دلیل ایشان تاکید بر حضور در مجالسداشتند به این خاطر که به این امر معتقد بودند که این تغییر می تواند به دست حضرت اباعبدالله اتفاق بیفتد یعنی آن سلوک عرفانی و حرکت فضیلت مندانه که ما انسان ها برای آن خلق شدیم باید متصل با نفس امام حسین (ع) و عنایت ایشان شود.

دکتر ادبی: برای اینکه مبدا میل ما تغییر کند اقای دکتر ازادگان از حسین بن علی (ع) به عنوان کلید واژه مهم یادکردند. جنابعالی هم اگر در این مسیر نکاتی را در نظر دارید از شاخصه ی شاگردی تان بفرمایید.

دکتر مختاری: امام حسین (ع) با نگاهشان به زهیر می گویند که می خواهم تو هم بیایی و این رفتن بازگشتی ندارد و زهیری که وقتی می خواست به محضر سیدالشهدا مشرف شود با بی رقبتی و توصیه و اصرار همسرش می رود آنگونه متحول می شود.

شاخصه ی دیگر اینکه مراقب خود باشیم و تعارف و تبانی با خود نداشته باشیم. خود فریبی مصیبت بزرگی است. شاخصه دیگرمتصل شدن به چهره های اخلاقی و عرفانی و توکل به خداوند است و داشتن همت عالیه نیز مهم است. اینکه خود را ارزان نفروشیم.

شاخصه دیگر معرفت النفس ، توجه به توانش ها و قابلیت هایمان است که این توانش ها را به فعلیت برسانیم. استاد در سلوکشان زهد مثبت و فعالانه داشتند. شاخصه ی دیگر در پی بندگی خدا بودن است. این عبدالله بودن که استاد به اسم و رسم و صفت عبدالله بودند. این موارد بسیار مهم است.

نکته پایانی دکتر حجازی:

بندگی مسیر سلوک و طریق رسیدن به معرفت است. بندگی علت غایی سلوک می تواند محسوب شود. عوض کردن مبدا میل دست خود انسان نیست، باید مبدا میل او را عوض کنند و این امر بهسلوک کردن فرد نیز باز می گردد. سلوک گره خورده با اهل بیت است. استاد می فرمودند تا دست امیر المومنین (ع) بر سر تو کشیده نشود بویی از عرفان به مشامت نمی رسد اما خود انسان هم باید تلاش کند. سعی از اوست اما از طرف دیگر باید مبدا میل او تغییر کند. حال این پرسش ایجاد می شود تلاشی که فرد باید داشته باشد چیست؟ استاد فاطمی نیا مقدمه ی سلوک را تفقه در دین می دانستند و می فرمودند عرفای بزرگ ما اول مجتهد بودند بعد عارف بودند. ایشان فقه در دین را در سه معقوله بیان می کردند: ۱-عقیده ۲-فعل ۳-ترک یعنی عارف باید قبل از اینکه عارف شود کلام خوانده باشد. فعل واجبات است یعنی فرد باید واجبات خود را بشناسد و ترک محرمات کند.

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.net/?p=158547

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.